جام بر سرکشیدن

لغت نامه دهخدا

جام بر سرکشیدن. [ ب َ س َ ک َ / ک ِ دَ ] ( مص مرکب ) یا جام به سر کشیدن. کنایه از شراب خوردن بیکبار چنانکه از وی چیزی نماند. ( آنندراج ):
اگر تردامنی جامی به سرکش
خط موجی به هر اندیشه درکش.حکیم زلالی ( از آنندراج ). || کنایه از آغاز کردن نامه ای بنام خدا چنانکه در شعر زیر:
بود نامه ای نشأه بخش ادا
که بر سرکشد جام حمد خدا.میرزا محمدعلی ماهر ( ازآنندراج ).

فرهنگ فارسی

کنایه از شراب بیکبار خوردن

جمله سازی با جام بر سرکشیدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خرقه‌ها را گل‌فشان کن از شراب جام بر کف چون گل خندان برقص

💡 چون تخلص را درآمد وقت جشنی ساختند جام بر یاد خداوند جهان برداشتند

💡 دگر جام بر دست بهمن نهاد که برگیر ازان کس که خواهی تو یاد

💡 چو نرگس داشت زرین جام بر دست چو شمشاد روان از جای برجست

💡 فلک می گشت خوش خوش جام بر ما به شادی می گذشت ایام بر ما

💡 یکی مهره در جام بر دست شاه بکیوان رسیده خروش سپاه

گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
دبال زن یعنی چه؟
دبال زن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز