لغت نامه دهخدا
تیغباران. ( اِ مرکب ) بارانی از شمشیر و تیغ. جنگی سخت با شمشیر:
سر از تیغباران چو برگ درخت
یکی ریخت رخت و یکی یافت تخت.فردوسی.رجوع به تیغ و ترکیبهای آن و ماده بعد شود.
تیغباران. ( اِ مرکب ) بارانی از شمشیر و تیغ. جنگی سخت با شمشیر:
سر از تیغباران چو برگ درخت
یکی ریخت رخت و یکی یافت تخت.فردوسی.رجوع به تیغ و ترکیبهای آن و ماده بعد شود.
بارانی از شمشیر و تیغ جنگی سخت با شمشیر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بر آن نره دیوان ببارید تیغ چو باران نوروز از تیره میغ