تیغ ازمائی

مترادف‌ها

آزمون، آزمایش، امتحان، محک زدن

لغت نامه دهخدا

( تیغآزمائی ) تیغآزمائی. ( حامص مرکب ) شمشیرزنی. نبرد کردن با شمشیر:
برآن روسی افکند مرکب چو باد
به تیغآزمائی بغل برگشاد.نظامی.

فرهنگ فارسی

( تیغ آزمائی ) شمشیر زنی نبرد کردن با شمشیر

جمله سازی با تیغ ازمائی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 بران روسی افکند مرکب چو باد به تیغ آزمائی بغل برگشاد

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران