تیغ افشان

مترادف‌ها

تیغ‌باران، شمشیرافکن

لغت نامه دهخدا

تیغافشان. [ اَ ] ( نف مرکب ) افشاننده شمشیر. ( ناظم الاطباء ). شمشیرزن. شمشیرباز.

فرهنگ فارسی

افشاننده شمشیر شمشیر زن

جمله سازی با تیغ افشان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در آن نیمه شب تیغ افشان شدند چو برق از دل ابر رخشان شدند

💡 در اشعار حماسی، شاعر با توصیف پهلوانان به عنوان جنگجویان تیغ افشان، سعی در نمایش شکوه و عظمت میدان نبرد و شجاعت بی‌باکانه آن‌ها دارد.

💡 آن سربازان با دلی پر از شجاعت و با دستانی تیغ افشان، در برابر دشمنان بی‌شمار خود ایستادگی کردند تا از مرزهای مقدس وطن دفاع کنند.

💡 تصویرگری‌های هنری در قرون گذشته، اغلب صحنه‌هایی از شوالیه های تیغ افشان را در میانه نبردهای بزرگ و پرهیجان به نمایش می‌کشیدند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران