تیز بو

لغت نامه دهخدا

تیزبو. ( ص مرکب ) تیزبوی. که بوئی تند دارد چون گندنا و ترتیزک. حادالمرائحة. ذاک. ذاکیة. ( از یادداشتهای مرحوم دهخدا ). ذعلوق تره ای است تیزبوی. ( منتهی الارب ) ( زمخشری ) ( ربنجنی ): و هرچه تیزبوی تر بود [ از بلسان ]... بهتر. ( الابنیه عن حقایق الادویة از یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). رجوع به تیز و دیگر ترکیبهای آن شود.

فرهنگ فارسی

تیز بوی که بوئی تند دارد

جمله سازی با تیز بو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 استان تیزی وزو نام استان پانزدهم از استان‌های کشور الجزایر است.

💡 گریزی ازمن بیدل درین کرشمه به تو نمی رسد به تک تیز نورسیده غزال

💡 سوخته از پند خلق سوخته تر می شود کاتش عشق است تیز باد وزان است پند

💡 تیغ تو داسیست تیز کز مدد موج خون از رخ خصم خجل می درود زعفران

💡 بنی عیسی (به عربی: بنی عیسی) یک شهرداری در الجزایر است که در استان تیزی وزو واقع شده‌است.

💡 آکاودج یک منطقهٔ مسکونی در الجزایر است که در استان تیزی وزو واقع شده‌است.

کون کردن یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
نجورسن یعنی چه؟
نجورسن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز