تیب و شیب
مترادفها
فراز و نشیب، بالا و پایین
متضادها
ثبات، پایداری
لغت نامه دهخدا
تیب و شیب. [ ب ُ ] ( ترکیب عطفی، ص مرکب ) این لغت از اتباع است همچو تار و مار و امثال آن به معنی سرگشته و شتابزده. ( برهان ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
( صفت ) سرگشته مدهوش بیقرار حیران.
جمله سازی با تیب و شیب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و همچنین بندگان بلند آستان کیوان پایه خورشید سایه، دانای خردهای نگفته، شناسای رازهای نهفته، پناه تخت و کشور، پشت تیب و لشکر...