فرهنگستان زبان و ادب
{massification} [جامعه شناسی] فرایندی که در آن افراد جامعه با از دست دادن تدریجی فردیت خود به جامعه ای یکدست و یکسان و بی نشاط مبدل شده اند
{massification} [جامعه شناسی] فرایندی که در آن افراد جامعه با از دست دادن تدریجی فردیت خود به جامعه ای یکدست و یکسان و بی نشاط مبدل شده اند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تغییرات، این ژانر را زنده نگه داشت. از اواسط قرن نوزدهم به بعد، وقتی سواد توده ای مردم رشد کرد، ماجراجویی به ژانر داستانی محبوب تبدیل شد. در طول سالها تغییرات فراوانی به وجود آمد مانند عوض شدن علاقه مردم به داستانهای شوالیههای زره پوش به داستانهای جاسوسی با فناوری بالا و غیره.
💡 در پی این سرکوب، برای سالهای متعددی شرایط برای زندانیان سیاسی و مخالفین این حکومت اقتدارگرا نسبتاً خوب بود. «عمده زندانیان توده ای آزاد شدند،» و بقیه زندانیانی که از امضای نامه ابراز پشیمانی خودداری کردند اجازه یافتند پینگ پنگ بازی کنند، از باشگاه ورزشی استفاده کنند، و تلویزیون تماشا کنند.
💡 جامعه توده ای مفهومی است که جامعه مدرن را به عنوان نیرویی یکپارچه و در عین حال مجموعه ای متفرقه از افراد توصیف می کند. اغلب به صورت تحقیرآمیز برای اشاره به جامعه ای استفاده می شود که در آن بوروکراسی و نهادهای غیرشخصی جایگزین برخی از تصورات جامعه سنتی شده و منجر به بیگانگی اجتماعی شده است.