لغت نامه دهخدا
تهذیب کردن. [ ت َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) پیراستن و پاکیزه کردن. || اصلاح کردن عیب، شعر یا نثر را. ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به تهذیب شود.
تهذیب کردن. [ ت َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) پیراستن و پاکیزه کردن. || اصلاح کردن عیب، شعر یا نثر را. ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به تهذیب شود.
( مصدر ) ۱ - پیراستن پاکیزه کردن. ۲ - اصلاح کردن عیب ( شعر یا نثر را ).
💡 خداوند هیچ عضوی از بدن را بیهوده خلق نکرده و استعدادی را بیحکمت ایجاد نکردهاست. همانطور که باید از تمام اعضای بدن مراقبت کرد، استعدادهای غریزی را نیز باید حفظ و غذای لازم به اندازه کافی برای شکوفایی آن را فراهم کرد. باید به رشد آنها کمک کرد. «خداشناسی» ما را به این اصل میرساند: پرورش استعدادها و جلوگیری از هدر رفتن آنها. برخی تصور میکنند که اخلاق و معارف اسلامی مبتنی بر جلوگیری و منع استعدادهای طبیعی است. آنها اصطلاحات تخصصی اسلامی در زمینه «تزکیه و تهذیب نفس» را بهانه کردهاند. در قرآن آمدهاست: «رستگار شد آن کس که نفس خویش را پاکیزه کرد». از این آیه میتوان فهمید که اولاً، قرآن آلودگی ضمیر انسان را ممکن میداند، ثانیاً، پاک کردن ضمیر از آن ناخالصیها را به اختیار خود انسان میگذارد، و سوم آن که این امر را لازم و واجب میداند و سعادت و نجات را در آن.