تنگ سودا
لغت نامه دهخدا
تنگ سودا. [ ت َ س َ / سُو ] ( ص مرکب ) خلاف گشاده دل. کسی که در داد و ستد سختگیر باشد. بدمعامله:
مرد تاجر گشاده دل باید
تنگ سودا کشد زیان فراخ.سنجر کاشی ( از آنندراج ).
فرهنگ فارسی
خلاف گشاده دل. کسی که در داد و ستد سختگیر باشد.
جمله سازی با تنگ سودا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بر من شده تنگ کوه و صحرا سودای توام عنان گرفته