تنگ اوردن

لغت نامه دهخدا

( تنگ آوردن ) تنگ آوردن. [ ت َ وَ دَ ] ( مص مرکب ) به ستوه آوردن. زله کردن. ستوه کردن. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). سخت گرفتن. در مضیقه گذاشتن. ( فرهنگ فارسی معین ):
از آن گر بگردیم و جنگ آوریم
جهان بر دل خویش تنگ آوریم.فردوسی.به فرمان کاوس جنگ آوریم
جهان بر بد اندیش تنگ آوریم.فردوسی.چو هنگام تیزی درنگ آوری
جهان بر دل خویش تنگ آوری.فردوسی.شد محمدالب الغ خوارزمشاه
در قتال سبزوار بی پناه
تنگشان آورد لشکرهای او
اسپهش افتاد در قتل عدو.مولوی.- به تنگ آوردن؛ به ستوه آوردن. در مضیقه گذاشتن. ( فرهنگ فارسی معین ). بی نهایت ستم کردن و رنج رسانیدن. ( ناظم الاطباء ):
چو جمشیدرا بخت شد کندرو
به تنگ آوریدش جهاندار نو.فردوسی.یا مکن اندیشه به چنگ آورش
یا به یک اندیشه به تنگ آورش.نظامی.- دل به تنگ آوردن؛ به خاطر کسی رنج رسانیدن. ( ناظم الاطباء ). ملول گشتن و غمگین گردیدن. دل آزرده شدن:
ز موی سپیدش دل آری به تنگ
تن روشن زال را نیست ننگ.فردوسی.رجوع به تنگ و دیگر ترکیبهای آن شود.

فرهنگ فارسی

( تنگ آوردن ) ( مصدر ) سخت گرفت در مضیقه گذاشتن. یا به تنگ آوردن. بستوه آوردن در مضیقه گذاشتن.

جمله سازی با تنگ اوردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 و از همين جا روشن مى شود كه مراد از جعل جنات و قصور براىرسول خدا (صلى اللّه عليه و آله )، بهشت و قصرهاى دنيايى است، چون در مقام مخاصمهو جوابگويى به خصم جز اين معنا ندارد پس آنچه از مقام و سياق به دست آمد اين است كهكفار توقعاتى چنين و چنان از آن جناب مى كردند، و منظورشان تعجيز و به تنگ آوردن آنحضرت بود، و در آيه شريفه پاسخ داده، - البته به خودرسول خدا (صلى اللّه عليه و آله ) - كه پروردگار تو قادر بر بزرگتر از اينهااست، چون اگر بخواهد بهتر از اينها برايت قرار مى دهد، بهشتهايى كه نهرها از دامنهاش روان باشد... - و از اين گفت و گو به خوبى بر مى آيد كه مقصود باغهايىدنيايى است، و گرنه اين پاسخ قانع كننده نمى بود، و مخاصمه پايان نمى پذيرفت.

میلف یعنی چه؟
میلف یعنی چه؟
نخودچی یعنی چه؟
نخودچی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز