لغت نامه دهخدا
تمام خرد. [ ت َ خ ِ رَ ] ( ص مرکب ) دانای کامل. پرخرد. که خردش کامل و بی نقص باشد: و هر مرد که بر این جمله باشد... آن مرد را فاضل و کامل و تمام خرد خواندن رواست. ( تاریخ بیهقی ).
تمام خرد. [ ت َ خ ِ رَ ] ( ص مرکب ) دانای کامل. پرخرد. که خردش کامل و بی نقص باشد: و هر مرد که بر این جمله باشد... آن مرد را فاضل و کامل و تمام خرد خواندن رواست. ( تاریخ بیهقی ).
دانای کامل. پر خرد
💡 ما گواه از خرد داريم بر اينكه قانون اسلام امروز هم براى تمام بشر قانون است وبايد همه بر آن به ناچار گردن بنهند.
💡 وسواس خرد قصه بپایان نرساند از عشق بپرسید که نا گفته تمام است
💡 انسان در هر نقطه از نقاط اين عالم بايستد و نظام هر يك از اين عوالم را زير نظربگيرد، مى بيند كه نظامى است دقيق و عجيب و داراى تحولات و دگرگونگى هائىمخصوص به خود، دگرگونگى هائى كه اگر نبود،اصل آن عالم پاى بر جا نمى ماند و از هم پاشيده ميشد، دگرگونگى هائى كه سنت الهيهبا آن زنده ميماند، سنتى كه عجائبش تمام شدنى نيست، و پاى خرد به كرانه اش نمىرسد.