تمارض کردن
مترادفها
خود را به بیماری زدن، تظاهر به بیماری کردن
لغت نامه دهخدا
تمارض کردن. [ ت َ رُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) خود را به بیماری زدن بی آنکه بیمار باشد. بر خویشتن بیماری بستن بی علت. اظهار بیماری کردن به دروغ.
فرهنگ فارسی
خود را به بیماری زدن بی آنکه بیمار باشد. بر خویشتن بیماری بستن بی علت. اظهار بیماری کردن به دروغ.
جمله سازی با تمارض کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 برخی از کارمندان برای فرار از انجام وظایف سنگین خود، سعی میکنند با تمارض کردن و ادعای بیماری، از حضور در محل کار خودداری کنند.
💡 پزشک پس از معاینات دقیق متوجه شد که بیمار در حال تمارض کردن است تا بتواند از شرکت در آزمونهای دشوار دانشگاهی به صورت مستقیم اجتناب کند.
💡 تمارض کردن در محیطهای آموزشی و نظامی میتواند پیامدهای انضباطی شدیدی داشته باشد و باعث از دست رفتن اعتماد معلمان یا فرماندهان نسبت به دانشآموزان شود.