لغت نامه دهخدا
تلفن کشیدن. [ ت ِ ل ِ ف ُ ک َ / ک ِ دَ ] ( مص مرکب ) قرار دادن دستگاه تلفن در نقطه ای و اتصال دادن سیم ارتباط آن به مرکز تلفن. رجوع به تلفن شود.
تلفن کشیدن. [ ت ِ ل ِ ف ُ ک َ / ک ِ دَ ] ( مص مرکب ) قرار دادن دستگاه تلفن در نقطه ای و اتصال دادن سیم ارتباط آن به مرکز تلفن. رجوع به تلفن شود.
قرار دادن دستگاه تلفن در نقطه ای و اتصال دادن سیم ارتباط آن به مرکز تلفن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دکتر سونیل قصد دارد در یک شب آناند را فراری دهد و برای این کار با تانوی هماهنگ میکند تا آن دو باهم از آن جا فرار کنند. اما در همان شب دکتر کورانا که به هیچ قیمتی حاضر به از دست دادن دخترش نیست روی آناند عمل لوبوتومی انجام میدهد. سونیل همه جا را دنبال آناند میگردد و بالاخره او را مییابد ولی وقتی او را در وضعیتی میبیند که عمل لوبوتومی رویش انجام شده و ادراکش را از دست داده و بیاختیار روی تخت افتاده تصمیم میگیرد او را بکشد و از این وضعیت خلاصش کند چون زندگی در این وضع جز زجر کشیدن برای آناند نیست، پس سونیل آناند را خفه میکند. سپس سونیل نزد دکتر کورانا میرود و از او میخواهد تا به پلیس تلفن کند و گزارش قتل را بدهد. همان لحظه تانوی میرسد و با شنیدن ماجرا شوکه میشود. تانوی به دلیل شوک مرگ آناند، دیوانه میشود. او به عنوان یک بیمار در همان مرکز پذیرفته میشود و شماره ۳۶ میشود.