دین فروش
مترادفها
دینفروش، ریاکار
متضادها
دیندار، باایمان، پارسا، متدین
لغت نامه دهخدا
دین فروش. [ ف ُ ] ( نف مرکب ) که دین را در برابر دنیا بفروشد و از دست دهد:
نباشند شاهان مادین فروش
بفرمان دارنده دارند گوش.فردوسی.بفرمان یزدان نهاده دو گوش
ازیشان نباشد کسی دین فروش.فردوسی.که ای زرق سجاده دلق پوش
سیه کار دنیاخر دین فروش.سعدی.- دین فروشان؛ یعنی اصحاب ریا. ( شرفنامه منیری ):
دین فروشان را ببوی زلف او
طیلسان در وجه زنار آمده ست.خاقانی.
فرهنگ فارسی
که دین را در برابر دنیا بفروشد و از دست دهد.
جمله سازی با دین فروش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چشم مست اگر باشد، زهد پارسایی کیست؟ کفر زلف اگر خواهد، دل ز دین فروشان است
💡 غم بیهوده مخور عشوه مخر دین مفروش دین فروشان را بگذار بدین عشوه خران
💡 از این مشت خران دین فروشان ز غصه دایماً هستم خروشان
💡 کشن قومی ازمردم دین فروش بدان زر فشانی سپردند هوش
💡 عشوه خر جمله، دین فروش همه بی می و کاس در خروش همه