تفقد نمودن

مترادف‌ها

سرکشی کردن، بازدید کردن، احوال‌پرسی کردن

متضادها

غافل شدن، بی‌توجهی کردن

لغت نامه دهخدا

تفقد نمودن. [ ت َ ف َق ْ ق ُ ن ُ / ن ِ / ن َ دَ ] ( مص مرکب ) تفقد کردن: کاروان زده و کشتی شکسته و مرد زیان رسیده را تفقد نماید. رجوع به تفقد و دیگر ترکیبهای آن شود.

فرهنگ فارسی

تفقد کردن

جمله سازی با تفقد نمودن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 هدف از این بازدید میدانی، تفقد نمودن وضعیت معیشتی روستاییان و بررسی دقیق میزان آسیب‌های وارده به مزارع در اثر خشکسالی‌های اخیر بود.

💡 مدیر مدرسه بر اهمیت تفقد نمودن وضعیت انضباطی دانش‌آموزان در حیاط مدرسه در زمان استراحت، به طور جدی و مداوم تأکید می‌کرد.

💡 برای جلوگیری از بروز هرگونه مشکل فنی، لازم است که تکنسین‌ها به طور روزانه به تفقد نمودن وضعیت سیستم‌های سرمایشی و گرمایشی بپردازند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران