تصمیم داشتن

لغت نامه دهخدا

تصمیم داشتن. [ ت َ ت َ ] ( مص مرکب ) عزم داشتن. اراده داشتن. قصد داشتن: او تصمیم دارد که این کار را بکند.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) آهنگ داشتن قصد انجام دادن کاری داشتن.

جمله سازی با تصمیم داشتن

💡 در سال ۱۳۶۴ مجلس خبرگان رهبری با نظر به ادامهٔ رهبری پس از درگذشت خمینی و با در نظر داشتن اقبال عمومی مردم به سمت حسینعلی منتظری تصمیم گرفت حسینعلی منتظری را به عنوان قائم‌مقام خمینی معرفی و اعلام کند. برخی معتقدند[کدام؟] این انتخاب بدون مشورت با روح‌الله خمینی صورت گرفت.

💡 اما پدر و مادرش حامیان بزرگ او بودند. کسانی که هروقت ناراحت بود به او تسلی دادند و وقتی خوشحال بود با او خندیدند و به او آموختند که با وجود داشتن این بیماری و باوجود شرایط بسیار سخت زندگی، نباید اجازه بدهد که این بیماری او را تعریف کند. باید به یاد داشته باشد که زندگی‌اش در دستان خودش قرار دارد و خودش تصمیم می‌گیرد که به کدام‌سو هدایتش کند. او می‌داند و می‌گوید که رسیدن به این نقطه بسیار سخت است.

غوطه‌وری یعنی چه؟
غوطه‌وری یعنی چه؟
فرضعلی یعنی چه؟
فرضعلی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز