توافق داشتن
مترادفها
موافقت داشتن، همنظر بودن، تفاهم داشتن
متضادها
مخالفت داشتن، اختلاف داشتن
لغت نامه دهخدا
توافق داشتن. [ ت َ ف ُ ت َ ] ( مص مرکب ) سازواری داشتن دررای. یگانگی داشتن در فکر. همفکری داشتن. هم رای بودن در امری. رجوع به توافق و دیگر ترکیبهای آن شود.
فرهنگ فارسی
سازواری داشتن در رای. یگانگی داشتن در فکر.
جمله سازی با توافق داشتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 برخی از نویسندگان آمریکایی که البته با کندال آغاز شد، آرمیجو را متهم به سرکوب شورشی نمودهاند که خود در اصل آغاز کرده بود. تاجر و نویسنده جوسیا گریگ گفت که، برادر آرمیجو «بهطور خصوصی» به گریگ اظهار داشت که آرمیجو با شتاب از البوکرکی به سانتافه رفت و انتظار داشت تا شورشیان وی را به عنوان فرماندار انتخاب میکنند. چون وی شخصاً هیچ سهمی در این شورش نداشت، «آنها ادعای وی مبنی بر توافق داشتن با آنها را تصدیق نکردند» و از اینرو او به البوکرکی آمد تا یک جنبش ضدانقلاب را سازماندهی کند. مورخ جنیت لیکومتی این داستان را به دیده شک نگریسته و تصریح مینماید که هیچ گونه مدرک مستند دال بر دخالت آرمیجو در شورش ۱۸۳۷ وجود ندارد.