تشییع کردن

لغت نامه دهخدا

تشییع کردن. [ ت َش ْ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) مشایعت و بدرقه کردن جنازه یا مسافر را: و آن روز که خواست که به سند رود از برادر اندرخواست که مردمان را گویند تا مرا تشییع کنند. پس... فرمان داد.... تا منادی کردکه باید با برادر امیر مشایعت کنند که او به ولایت سند همی رود. ( تاریخ سیستان ). و رجوع به مشایعت شود.

فرهنگ فارسی

مشایعت و بدرقه کردن جنازه یا مسافر را

جمله سازی با تشییع کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از آداب و ارکان مولویه می‌توانیم به مواردی چون میدان شریف، اسم جلال، آیین جم، ارکان سماط، محرّم و آش، گمراهی، سیاحت و سرپا کردن، اوراد مولوی، نحوه استقبال از پادشاه درخانقاه، مرگ، دفن، شب عُرس، تشییع جنازه و سنگ‌های مزار مولویان اشاره نمود.

سرزمین یعنی چه؟
سرزمین یعنی چه؟
آب پنیر یعنی چه؟
آب پنیر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز