لغت نامه دهخدا
ترجمان دادن. [ ت َ ج ُ دَ ] ( مص مرکب ) تاوان دادن:
گفتمش افراسیاب تیغ و گشتم منفعل
خواندمش نوشیروان عدل و دادم ترجمان.ظهوری ( از آنندراج ).
ترجمان دادن. [ ت َ ج ُ دَ ] ( مص مرکب ) تاوان دادن:
گفتمش افراسیاب تیغ و گشتم منفعل
خواندمش نوشیروان عدل و دادم ترجمان.ظهوری ( از آنندراج ).
تاوان دادن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پیشازاین دفتر بررسیهای زیستمحیطی در معاونت مطالعات پایه و طرحهای جامع منابع آب سازمان آب و برق خوزستان عنوان کرده بود؛ انجام برنامهریزی در خصوص مدیریت تالاب، پیشنهاد طرحهای اجرایی و مطالعاتی، ارائه برنامه حفاظت و پایش مداوم منابع تالابی، تعیین کاربریهای متناسب با وضع کنونی تالاب، احیاء عرصههای تخریبشده، آموزش عمومی در سطوح مختلف، قرار دادن تالاب بامدژ در لیست مناطق چهارگانه، ایجاد هماهنگی میان سازمانها و ترجمانهای ذیربط با حفاظت تالاب ازجمله موارد اساسی و ضروری است که میبایست در مدیریت تالاب مدنظر قرار گیرد.