تر نوازی

لغت نامه دهخدا

ترنوازی. [ ت َ ن َ ] ( حامص مرکب ) خوش خوانی مطرب. ( غیاث اللغات ). خوشخوانی و نیز بمعنی خوش زبانی از اهل زبان به تحقیق پیوسته که عبارت از کار خوب کردن است اما بیشتر استعمال ترنواز بمعنی مطرب تردست بود. ( از آنندراج ):
زدی رود روان در پرده سازی
به گوش خشک مغزان ترنوازی.زلالی ( ازآنندراج ).و رجوع به تر و ترنواز شود.

فرهنگ فارسی

خوش خوانی مطرب.

جمله سازی با تر نوازی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 عروس خویش چو دادی به عاریت تا حشر به بام عار و ندامت همی نوازی کوس

💡 نی نواز امرد بود در نی نوازی اوستاد خانه من آمد و انگشت را بر لب نهاد

💡 بداهه‌ نوازی عمل نواختن درجا، اتفاقی و ناگهانی یک قطعه موسیقی بدون تنظیم قبلی است.

💡 گمان مبر که نوازی به شال‌ کشمیرش که یک نگاه وی ارزد به هرچه در کشمیر

💡 روشن گل‌افروز متولد ۸ مرداد ۱۳۳۷ شهرستان شیروان است. حرفهٔ او بخشی‌گری و دوتار نوازی و اجرای موسیقی مقامی خراسان است و از آخرین بخشی‌های بزرگ خراسان است.

💡 همکاری به صورت گروه نوازی و تکنوازی در تولید آلبومهای منتشر شده و در حال انتشار به نام‌های:

رجل القوس یعنی چه؟
رجل القوس یعنی چه؟
جوجو یعنی چه؟
جوجو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز