لغت نامه دهخدا
تخدیر کردن. [ ت َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) بی حس نمودن و سست کردن اندام و جز آن. ( ناظم الاطباء ).
تخدیر کردن. [ ت َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) بی حس نمودن و سست کردن اندام و جز آن. ( ناظم الاطباء ).
( مصدر ) بی حس کردن سست کردن اندام و جز آن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 رسوب خشک شدهٔ مغز خیار که در بازار به نام الاتریوم وجود دارد، خاصیت تخدیر دارد و در موارد مالاریا، بیماری آبترسی و هاری کاربرد دارد. این ماده مسهل بسیار قوی است، البته مصرف زیاد آن ایجاد مسمومیت، دلپیچه و سردرد میکند. از نظر طب سنتی، دارای طبعی گرم و خشک، پاککنندهٔ دماغ، مسهل صفرا، بلغم خام و زردآب است و برای لقوه، فلج، صرع، کزاز، سردرد، دردهای مفاصل، نقرس، میگرن، سیاتیک، سرفهٔ سرد، تنگی نفس، گازها، استسقاء، یرقانسیاه، بواسیر، خرد کردن سنگ کلیه و مثانه، قاعدهآور و ازدیاد ترشح ادرار نافع است. خوردن دم کردهٔ آن برای جذام مفید است.[فاقد منبع]