لغت نامه دهخدا
تخت عمر. [ ت َ ت ِ ع ُ م َ ] ( اِخ ) از آبادیهای زیارت خواسته رود. رجوع به سفرنامه مازندران رابینو بخش انگلیسی ص 128 و ترجمه وحید ص 171 شود.
تخت عمر. [ ت َ ت ِ ع ُ م َ ] ( اِخ ) از آبادیهای زیارت خواسته رود. رجوع به سفرنامه مازندران رابینو بخش انگلیسی ص 128 و ترجمه وحید ص 171 شود.
از آبادیهای زیارت خواسته رود.
💡 چو فردا عمر جاویدان بیابی به پیش تخت آن همیان بیابی
💡 به روی تخت شاه عمر جاوید نماید چون ز کوه نور خورشید
💡 از ریچارد هلک تنها چند شاگرد بر جای ماند که یکی از آنان دکتر عبدالمجید ارفعی است. ایشان در سالهای پایانی عمر هلک، با او همکاری کرده و پس از درگذشت او به کشور بازگشته و آثاری در گل نوشتههای باروی تخت جمشید، استوانه بابلی کوروش و متنهای بابلی به چاپ رساندهاست.
💡 زیگیسموند پس از رسیدن به سلطنت مشترکالمنافع لهستان-لیتوانی، کوشید میان تاج و تخت لهستان-لیتوانی و سوئد اتحادی ایجاد نماید و یک بار نیز در ۱۵۹۲ میلادی موفق به این کار شد. پس از آن که او در ۱۵۹۹ میلادی توسط عمویش کارل نهم سوئد از سلطنت سوئد برکنار گردید، باقی عمر خود را در تلاش برای بازگرداندن مقام سابقش سپری کرد.