تباهی شدن

لغت نامه دهخدا

تباهی شدن.[ ت َ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) ضایع شدن. ( ناظم الاطباء ).
- تباهی شدن کشتی؛ به ساحل مقصود نرسیدن کشتی و این مجاز است. ( آنندراج ):
فغان کز موج آبی کشتی بختم تباهی شد
متاع چند جمع آورده بودم قوت ماهی شد.طالب آملی ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

ضایع شدن.

جمله سازی با تباهی شدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تباهی ناپذیری یا سالم ماندن جسد (به انگلیسی: Incorruptibility) باور به دخالت فراطبیعی برای جلوگیری از فرایند تجزیهٔ طبیعی جسد پس از مرگ است. بر پایهٔ این باور نیروهای فراطبیعی اجساد افرادی که ایمان مذهبی قوی داشته باشند را از تجزیه شدن محافظت می‌کنند. باور به دخالت فراطبیعی در سالم نگه داشتن اجساد افراد مذهبی خاص، در اسلام و مسیحیت وجود دارد.

💡 نهان خواهی شدن مانند ماهی که ناید هیچت اینجا از تباهی

باوانم یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
پرچم ایران یعنی چه؟
پرچم ایران یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز