تب مرکب

لغت نامه دهخدا

تب مرکب. [ ت َ ب ِ م ُ رَک ْ ک َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) حمی مرکبه. آن است که سبب تب دو خلط باشد یا بیشتر. ( بحر الجواهر ). رجوع به تب و دیگر ترکیبهای آن شود.

فرهنگ فارسی

حمی مرکبه آنستکه سبب تب دو خلط باشد یا بیشتر.

جمله سازی با تب مرکب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 رفته رفته با کمبود آب رودخانه ی تجن؛ مردم زمین های خود را به باغ تبدیل کرده اند و در سال های آینده متاسفانه خبری از شالیزارهای روستا نیست و جای آن را باغات مرکبات خواهند گرفت و بعد از باغ؛ احتمالا ساخت مسکن جای سرسبزی آن را خواهد گرفت.

💡 ترکیب قومی این منطقه مرکب از اقوام عرب (از طوایف مختلف) و اقوام دیگر است.

💡 آسمانها چون زمین مرکب دربان تست با چنین اجلال و رتبت آسمان چون خوانمت

💡 مرکب ناز کرده زین، داده به تیغ غمزه کین ساخته آمده چنین باز برای کیستی؟

💡 گیگر کار خود را با طراحی با قلم مرکب و پولیستر شروع کرد و بعد سراغ آثار بزرگ رفت که با تکنیک ایربراش کار شده بودند و چشم‌اندازهای خیالی و کابوس‌وار را ترسیم می‌کردند.

💡 چون سواره رود آن ماه به هر گام او را صد سر افتاده به زیر سم مرکب نگرید

ایده آل یعنی چه؟
ایده آل یعنی چه؟
چوسی یعنی چه؟
چوسی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز