تب داشتن

لغت نامه دهخدا

تب داشتن. [ ت َ ت َ ] ( مص مرکب ) مبتلا به تب بودن. گرفتار تب بودن:
شاد کی باشد در این زندان تاری هوشمند؟
یاد چون آید سرود آنرا که تن داردش تب ؟ناصرخسرو.رجوع به تب و ترکیبهای آن شود.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) تب گرفتن

جمله سازی با تب داشتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در نتیجه این شرایط بیزانس دیگر قادر به داشتن ارتش و ناوگان دریایی قدرتمندی نبود.

💡 دستگیری از غریق امید نتوان داشتن هر که از اهل جهان شد چاره جو، بیچاره شد

💡 بعضى ديگر گفته اند: منظور از تطهير جامه، پاك نگه داشتن همسران از كفر و معاصىاست، چون قرآن كريم فرموده: (هن لباس ‍ لكم - آنها لباس شما هستند).

💡 و در (نـهـج البـلاغه ) مذكور است كه حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام فرمودند: اگرنـبـود در مـا مگر دوست داشتن ما آنچه را كه خداوند دشمن دارد و تعظيم كردن ما آنچه را كهخـداونـد حـقـيـركـرده هـرآيـنه كفايت مى كرد ما را در مخالفت ما خدا ر ا و روگرداندن از امراو.(229)

💡 استریم‌های وی به دلیل داشتن ارزش بالا بازاریابی شناخته شده‌اند. ارزش خالص تخمین زده شده او در حدود ۳٫۵ میلیون دلار است.