بی ژنگ

لغت نامه دهخدا

بی ژنگ. [ ژَ ] ( ص مرکب )( از: بی + ژنگ ) بی رنج. بی زنگ. بی زنگار:
همی برپراکند مشک و گلاب
شد آن طشت بی ژنگ چون آفتاب.فردوسی.رجوع به زنگ و ژنگ شود.

فرهنگ فارسی

بی رنج. بی زنگ. بی زنگار.

جمله سازی با بی ژنگ

💡 این ژن‌ها در مسیرهایی که به تکوین سرطان کمک می‌کنند، مشارکت دارند. اما قبل از این مطالعه بیشتر آن‌ها به عنوان نمایندهٔ درمان هدف‌گیر ژن‌ها انتخاب نمی‌شدند. این تحلیل‌ها هدف توالی‌یابی کل ژنگان سرطانی را در تعیین جهش‌های غیر زایشی و اهمیت توالی‌یابی موازی ژنگان سلول‌های عادی و سرطانی تأیید می‌کند.

💡 او در مسابقات قهرمانی تکواندو جهان ۲۰۱۵، پس از شکست در برابر ژنگ شویین در مسابقه نیمه نهایی، در دسته میان‌وزن برنده مدال برنز شد. موفقیت‌های او در مسابقات تکواندو قهرمانی اروپا عبارتند از: مدال‌های طلا در سال‌های ۲۰۱۴ و ۲۰۱۶ و مدال برنز در سال ۲۰۱۸.

💡 چوران ژنگ فعال حقوق زنان و فمنیست اهل چین است. مارس ۲۰۱۵ او همراه چهار فعال دیگر کمی قبل از بزرگداشتی که به مناسبت روز جهانی زن ترتیب داده شده بود بازداشت شد.

💡 ۱ گل: گائو لین – هوانگ بوون – مائو ژیان‌کینگ – لی ژین‌یو – مائو یی ژونفان ژی – لی مینگ – هوی ژی‌جون – چائو مای – مای لینگوان جیا ژی – ون ژنگ ژیائو – لی هوی – لیو های‌گوانگ – ژئو بوچین جین ژنگ – چین شانگ بین – گوانگ مینگ‌گو – شانگ‌بین چی