بی طراوتی

لغت نامه دهخدا

بی طراوتی. [ طَ وَ ] ( حامص مرکب ) دوری ازتر و تازگی. پلاسیدگی. خشکیدگی. ( از ناظم الاطباء ).

جمله سازی با بی طراوتی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 طراوتی است جهان را به فر فروردین که هر زمان خجل است اسمان ز روی زمین

💡 زادهٔ باغ و راغ را از نفسم طراوتی در چمن تو زیستم با گل و خار این چنین

💡 سرکه هفت ساله را از لب او حلاوتی خاربنان خشک را از گل او طراوتی

💡 طراوتی از امضاکنندگان بیانیه اعتراض به خشونت علیه زنان در عرصه سینما و تئاتر ایران بود.

💡 در سال ۲۰۱۶ مجله فرانسوی اِل ریحانه طراوتی را به عنوان زن هفته انتخاب کرد.