کلمه «بکارآمده» یک اسم مرکب است که در منابع فارسی مانند دهخدا، فرهنگ فارسی و فرهنگ معین آمده و به معنی «کارکرده» و «مجرب» است. این واژه همچنین به معنای «به درد بخور» و چیزی که تجربه و آزموده شده باشد نیز به کار میرود. به عبارت دیگر، بکارآمده به شخص یا چیزی اشاره دارد که در عمل امتحان شده و مفید یا مؤثر شناخته شده است. در متون کهن و ادبی، این اصطلاح برای توصیف افراد، ابزار یا روشهایی به کار رفته که تجربه شده و کارایی آنها ثابت شده باشد. کاربرد آن نشاندهنده اهمیت تجربه و آزمودگی در انتخاب ابزار، روش یا فرد است. به طور کلی، بکارآمده ترکیبی است که مفهومی عملی و تجربی دارد و تأکید بر ارزش چیزی یا کسی دارد که امتحان خود را پس داده و مفید واقع شده است. شناخت این واژه به درک بهتر متون تاریخی و ادبی کمک میکند و معیار سنجش کارآمدی و مجرب بودن را بیان میکند.
بکار امده
لغت نامه دهخدا
( بکارآمده ) بکارآمده. [ ب ِ م َ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) کارکرده. مجرب: و مردم فیروز آباد متمیز و بکار آمده باشند. ( فارسنامه ابن البلخی ص 139 ). رجوع به کارآمده شود.
فرهنگ معین
( بکار آمده ) (بِ دِ ) (اِمف. ) ۱ - کار کرده، با - تجربه. ۲ - به درد بخور.
فرهنگ فارسی
( بکار آمده ) ( اسم ) کار کرده مجرب.
جمله سازی با بکار امده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 همچو موجود جمادی، نه بکار آمده ام جوف این کیسه سربسته، ببار آمده ام
💡 رفیق حزم ولیکن بحمله دشمن حزم درست رای و بکار آمده بکرّ و بفرّ