بو گند

لغت نامه دهخدا

بوگند. [ گ َ ] ( ص مرکب ) در تداول عامه، آنکه بسیار متعفن است. ( یادداشت بخط مؤلف ).

فرهنگ فارسی

در تداول عامه آنکه بسیار متعفن است

جمله سازی با بو گند

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ای درین حبس و درین گند و شپش هین که تا کس نشنود رستی خمش

💡 بجنگ مرو که از او ز گند تا در ری دهی نبود و نه شهری کزو نبود حشر

💡 ز گند مرده دلانم دماغ مختل شد کجاست روی مزاری و پشت دیواری

💡 به ده قرن ازین پیش‌، مهد علوم کنون جای بیماری و فقر و گند

💡 ز شرم بذل تو گند راست بخل را دندان بسعی مدح تو تیز است نطق را بازار

💡 آن میوه که بو ندارد اصلا زآن میوه که کرده گند بهتر

کص یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
چارتخم یعنی چه؟
چارتخم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز