لغت نامه دهخدا
بهر داشتن. [ ب َ ت َ ]( مص مرکب ) نصیب داشتن. صاحب قسمت بودن:
بدو گفت کسری که آباد شهر
کدام است و ما زو چه داریم بهر.فردوسی.همه نامداران و گردان شهر
هر آنکس که او از خرد داشت بهر.فردوسی.
بهر داشتن. [ ب َ ت َ ]( مص مرکب ) نصیب داشتن. صاحب قسمت بودن:
بدو گفت کسری که آباد شهر
کدام است و ما زو چه داریم بهر.فردوسی.همه نامداران و گردان شهر
هر آنکس که او از خرد داشت بهر.فردوسی.
نصیب داشتن. صاحب قسمت بودن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 لِإِیلافِ قُرَیْشٍ (۱) از بهر فراهم داشت قریش بود و خوی داشتن ایشان.