بهانه نهادن

لغت نامه دهخدا

بهانه نهادن. [ ب َ ن َ / ن ِ، ن ِ / ن َ دَ ] ( مص مرکب ) عذر بیجا آوردن:
خواب خویش اندر غم او چشم روشن بین من
دوش گم کردو بهانه بر دل مسکین نهاد.میرمعزی ( از آنندراج ).گوش بر نغمه ترانه نهند
دیدن باغ را بهانه نهند.نظامی ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

عذر بیجا آوردن

جمله سازی با بهانه نهادن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مفسرين در معنا و تفسير آيه وجوهى ديگر ذكر كرده اند كه با سياق آنطور كه بايدسازگار نيست، مثلا گفته اند: معنايش اين است كه آنچه مى دهى به اين منظور مده كهبيشتر از آن را به تو بدهند. و يا گفته اند: نعمت نبوت و قرآنى را كه خدا به تو دادهبر مردم منت مگذار، تا با منت نهادن اجر بيشترى از آنان بگيرى. و يا گفته اند: ابلاغرسالت را بر امت خود منت منه. و يا گفته اند: بهخيال اينكه طاعاتت بسيار است و به اين بهانه، در انجام وظيفه سست مشو. و يا گفته اند:وقتى به مردم چيزى عطا مى كنى نه بر آنان منت بگذار و نه عطيه خود را بسيار بدان.و يا گفته اند: وقتى عطايى مى كنى به خاطر پروردگارت بكن، و صبر كن تا پاداشدهنده ات او باشد. و يا گفته اند: اين آيه از ربا خوارى نهى كرده، مى فرمايد: اگر بهكسى قرضى مى دهى براى اين مده كه بيشتر از آن را مطالبه كنى.

بلندگو یعنی چه؟
بلندگو یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز