لغت نامه دهخدا
بن گیسو. [ ب ُ ن ِ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان ای تیوند بخش دلفان شهرستان خرم آباد. و دارای 180 تن سکنه است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 6 ).
بن گیسو. [ ب ُ ن ِ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان ای تیوند بخش دلفان شهرستان خرم آباد. و دارای 180 تن سکنه است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 6 ).
دهی است از دهستان ای تیوند بخش دلفان شهرستان خرم آباد ٠
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تا صبا مشاطه زد گیسوی سنبل را به باغ زان شمیم گیسوی چون عنبرم آمد به یاد
💡 آن خیمهای که گیسوی حورش طناب بود شد سرنگون ز بادِ مخالف، حبابوار
💡 بود چون زلف شب، گیسوی شوخ می پرست من که هرگز یک سر مویش نمی آید به دست من
💡 از دم شمشیر تیز، گشت تنش ریز ریز گیسوی مشکین او گشت ز خونش نگار
💡 باد فردوس است یا بوی خم گیسوی دوست یا برین در کاروان مشک تاتاری گذشت