لغت نامه دهخدا
بن و بر. [ ب ُ ن ُ ب َ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) پی و دیوار:
بدان ره اندر چندان حصار و شهر بزرگ
خراب کرد و بکند اصل هر یک از بن و بر.فرخی.
بن و بر. [ ب ُ ن ُ ب َ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) پی و دیوار:
بدان ره اندر چندان حصار و شهر بزرگ
خراب کرد و بکند اصل هر یک از بن و بر.فرخی.
پی و دیوار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در زمين، قطعه هاى پهلوى هم هست و با باغهائى از انگور و كشت ونخل، از يك بن و غير يك بن، كه از يك آب سيراب مى شوند، و ما ميوه هاى بعضى از آنهارا بر بعضى ديگر مزيت داده ايم، كه در اينها براى گروهى كهتعقل كنند عبرتهاست (4).
💡 جان چو قدم در نهاد تا که همی چشم زد از بن و بیخش بکند قوت و غوغای عشق
💡 ترجمهها و آثار چاپ شدهٔ موصوف که در کابل، پشاور، لاهور، دهلی، جاکارتا، بن و قاهره به نشر رسیدهاست چنین است:
💡 مدار باک ز تکفیر و بیم از توبیخ بکن به شیشه می ریشه غم از بن و بیخ
💡 يا اميرالمؤ منين ! به من بگو چه اندازه موى در سر و ريش من است ؟ پس فرمود: بدان،به خدا سوگند هر آينه پرسيدى از من پرسشى كه دوست من پيغمبر خدا صلى الله عليهو آله و سلم فرموده بود كه تو خواهى پرسيد از من آن را؛ و نيست در سر و ريش توموئى، مگر آن كه در بن و بيخ او شيطان نشسته و به درستى كه در خانه تو بزغالهاى است كه خواهد كشت حسين پسر مرا، عمر سعد پس سعد ابى وقاص در آن روز خردسالىكوچك بوده ).(833)
💡 میر گرت یک قدح شراب فرو ریخت چون که تو از دین برون شدی ز بن و بار؟