بغداد کهنه در متون لغوی و ادبی فارسی یک تعبیر کنایی است که معنای اصلی آن به شهر تاریخی بغداد مربوط نمیشود، بلکه به صورت مجازی به کار رفته است. در فرهنگهای قدیمی، این عبارت به معنای بغداد خالی یا بغداد خراب آمده و در واقع کنایهای از شکم خالی است. شاعران و نویسندگان برای بیان حالت گرسنگی، از این تعبیر استفاده کردهاند تا با زبانی طنزآمیز یا تصویری، وضعیت تهی بودن را نشان دهند. همچنین در برخی منابع ذکر شده است که «بغداد کهنه» میتواند کنایه از ساغر تهی نیز باشد، یعنی جامی که از نوشیدنی خالی شده است. بنابراین این اصطلاح بیشتر در ادبیات و شعر کلاسیک کاربرد داشته و معنای لفظی جغرافیایی ندارد. استفاده از نام بغداد در این ترکیب، جنبه نمادین و استعاری دارد و برای ایجاد تصویر ذهنی به کار رفته است. در اشعار قدیم، این تعبیر برای توصیف ورم یا حالت تهی بودن شکم نیز آمده است. چنین واژگانی نشاندهنده سبک بیانی کنایی در زبان فارسی هستند که با نام مکانها مفاهیم غیرمستقیم بیان میشود. به طور کلی، بغداد کهنه به معنای شکم خالی یا ظرف خالی است و یک اصطلاح ادبی به شمار میآید. این واژه نمونهای از کاربردهای مجازی در متون کهن فارسی محسوب میشود.
بغداد کهنه
لغت نامه دهخدا
بغداد کهنه. [ ب َ دِ ک ُ ن َ / ن ِ ] ( ترکیب وصفی ) بغداد خالی. بغداد خراب، کنایه از شکم خالی. ( غیاث ):
این شکم کاینچنین ورم کرده ست
از ورم باز باد دم کرده ست
هیچگه از طعام پردیدی
حال بغداد کهنه پرسیدی.ظهوری ( از آنندراج ).و رجوع به بغداد خالی و بغداد خراب شود. || کنایه از ساغر تهی. ( غیاث ) ( از فرهنگ نظام ).
فرهنگ فارسی
یا بغداد خالی یا بغداد خراب: کنایه از شکم خالی. یا کنایه از ساغر تهی