لغت نامه دهخدا
بش حوض. [ ب ِ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان جعفرآباد بخش حومه شهرستان قوچان آب از چشمه و محصول آنجا غلات و بن شن است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).
بش حوض. [ ب ِ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان جعفرآباد بخش حومه شهرستان قوچان آب از چشمه و محصول آنجا غلات و بن شن است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).
دهی است از دهستان جعفر آباد بخش حوم. شهرستان قوچان آب از چشمه. محصول: غلات بن شن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بخشد نوالهای ز سر خوان خاص خود و آبی دهد به کاس خود از حوض کوثرم
💡 به حوض کوثر اگر روح شاد و تازه شود ز آب دست تو چون حوض کوثرست لگن
💡 کو خمر تن کو خمر جان کو آسمان کو ریسمان تو مست جام ابتری من مست حوض کوثرم
💡 حوض سرخ (گناباد)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان گناباد در استان خراسان رضوی ایران است.
💡 سوم: على عليه السلام بر بلنداى حوض كوثر من ايستاده و هر كه را بشناسد از امت منسيراب مى كند.
💡 هیچکس در حوض کوثر شَکَّر و پروین نداشت شکر و پروین من اندر حوض کوثر داشتم