بسر رساندن

لغت نامه دهخدا

بسر رساندن. [ ب ِ س َ رِ دَ ] ( مص مرکب )انتها دادن. پایان دادن. رجوع به انتها دادن شود.

فرهنگ فارسی

انتها دادن پایان دادن.

جمله سازی با بسر رساندن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 برادر امام حسن عسكرى (عليه السلام ) كه ((جعفر)) نام داشت (و بر اثر انحراف ودروغگويى، به ((جعفر كذّاب )) معروف گرديد) ارث آن حضرت را تصاحب كرد و درزندانى كردن كنيزهاى آن حضرت و آزار رساندن به همسران آن حضرت كوشش كرد و بهاصحاب امام حسن عسكرى (عليه السلام ) كه يقين به وجود پسر آن حضرت و اعتقاد بهامامت او داشتند و در انتظار او بسر مى بردند، ناسزا مى گفت و از آنان بدگويى مى كردو دشمنى با آنان آغاز كرد و آنچنان آنان را ترساند كه همه آنان را پراكنده نمود (باتوجّه به اينكه جعفر كذّاب با حكومت عبّاسيان همدست شده بود) خلاصه اينكه: او نسبتبه بازماندگان امام حسن عسكرى (عليه السلام ) شرايط بسيار سختى را پديد آورد، اوباعث شد كه آنان را زندانى كردند و به كُند و زنجير كشيدند و تهديد، تحقير و توهيننمودند وانواع آزارها به آنان رساندند، ولى سلطان زمان (معتمد يازدهمين خليفه عبّاسى )با همه كوششهايش، به آن پسر بزرگوار (حضرت مهدى (عليه السلام ) ) دست نيافت.

نام یعنی چه؟
نام یعنی چه؟
هوابد یعنی چه؟
هوابد یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز