لغت نامه دهخدا
( بزم آراستن ) بزم آراستن. [ ب َ ت َ ] ( مص مرکب ) مجلس عیش برپا ساختن:
صد بزم بیارائی هر جا که تو بنشینی
صد شهر بیاشوبی هر جا که تو برخیزی.خاقانی.اسباب طرب جمع کن و بزم بیارای
اطباق سموات چه گسترده و چه طی.نزاری ( از انجمن آرا ).
( بزم آراستن ) بزم آراستن. [ ب َ ت َ ] ( مص مرکب ) مجلس عیش برپا ساختن:
صد بزم بیارائی هر جا که تو بنشینی
صد شهر بیاشوبی هر جا که تو برخیزی.خاقانی.اسباب طرب جمع کن و بزم بیارای
اطباق سموات چه گسترده و چه طی.نزاری ( از انجمن آرا ).
( بزم آراستن ) مجلس عیش برپا ساختن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کیست چون او گاه بزم افروختن خورشیدوش کیست چون او گاه بزم آراستن جمشیدوار