برانداخت کردن

لغت نامه دهخدا

برانداخت کردن. [ ب َ اَ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) ورانداز کردن. برانداز کردن. اندازه گرفتن و سنجیدن کار:
برانداختی کردم از رای چست
که این مملکت بر که آید درست.نظامی.رجوع به براندازکردن شود.

فرهنگ فارسی

ور انداز کردن بر انداز کردن.

جمله سازی با برانداخت کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پس از آل بویه، سلجوقیان بر فارس مسلط شدند. با ضعف سلجوقیان، سنقرابن مودود، دودمان اتابکان فارس را تأسیس کرد. این دودمان، در ۵۴۳ هجری قمری بر سرزمین فارس فرمانروایی یافت و آخرین فرمانروای آن، آبش خاتون، پس از یک سال سلطنت در ۶۶۷هجری قمری به همسری منکو تیمور، یکی از پسران هلاکوخان مغول درآمد. از آن پس سلطنت وی نامی بیش نبود و چندی نگذشت که فارس به دست امرای مغول افتاد. پس از سلجوقیان اتابکان فارس به حکومت پرداختند و هنوز آثاری از آنان مانند مسجد نو شیراز در شهر باقی‌است. اتابکان با دادن پول و اطاعت کردن از سرداران فاتح مغول فارس را از خرابی و تاخت و تاز آن قوم مصون داشتند ولی پس از ضعف این خاندان، مغول بر فارس مسلط شده و حکامی از جانب خود به این سرزمین می‌فرستادند که سعدی از برخی از آن‌ها در اشعار خود یاد کرده است. در ۷۵۴ هجری قمری، امیر مبازرالدین محمد پادشاه سلسله آل مظفر، فارس را تصرف کرد. شاهان این دودمان تا سال ۷۹۵ هجری قمری، که امیر تیمور خاندان آل مظفر را برانداخت بر فارس فرمانروایی داشتند.

💡 مندرس به خاطر نقش آفرینش در زندگی مدنی ترکیه و محکوم کردن میراث کودتا و لشکر که در سال ۲۰۱۰ همه پرسی برای تعدیلات قانون اساسی انجام شد برای اینکه سزاهایی علیه کودتاهای نظامی وضع کنند و به این طریق اعتباری دیگر بعد از ۵۰ سال از کودتای نظامی که ایشان را از حکومت برانداخت، ببخشد.

کص یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز