بر روز افتادن ر

لغت نامه دهخدا

بر روز افتادن راز. [ ب َاُ دَ ن ِ ] ( مص مرکب ) بر روی روز افتادن راز. کنایه از بسیار ظاهر و آشکار شدن. ( آنندراج ):
گرچه این گریه خونی بشب انداخته ای
عاشق آن نیست که بر روز نیفتد رازش.فیضی ( از آنندراج ).

جمله سازی با بر روز افتادن ر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سپس نورهای آسمان را می‌آفریند تا فصول به‌وجود آیند و روشنایی بزرگ‌تر یا خورشید را حاکم بر روز و روشنایی کوچک‌تر یا ماه را حاکم بر شب می‌کند.

💡 بر روز رخت چو صبح صادق پیداست کین خط تو گرد مه ز شب دایره است

💡 آخرین بازسازی که بر روز این ایستگاه انجام گرفته است در سال ۲۰۱۷ میلادی بوده است.

💡 O شايد دليل اينكه در قرآن معمولا كلمه ى شب مقدّم بر روز آمده است، اين باشد كه تاريكى زمين از خودش است و روشنايى آن از خورشيد.

💡 سپس ميفرمايد: او است كه شب را همچون پوششى بر روز مى افكند و روشنائى روز را باپرده هاى ظلمانى شب مى پوشاند (يغشى الليل النهار).

💡 تاری و روشنی از زلف و بناگوش تو بود غلط آشفته که بر روز و به شب می‌بندد

ارسا یعنی چه؟
ارسا یعنی چه؟
لسان الغیب یعنی چه؟
لسان الغیب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز