لغت نامه دهخدا
( برآمیخته ) برآمیخته. [ ب َ ت َ / ت ِ ] ( ن مف مرکب / نف مرکب ) آمیخته. رجوع به آمیخته شود.
( برآمیخته ) برآمیخته. [ ب َ ت َ / ت ِ ] ( ن مف مرکب / نف مرکب ) آمیخته. رجوع به آمیخته شود.
( بر آمیخته ) آمیخته.
💡 جان خواجو ز غبار قدمت خالی نیست زانک با خاک سر کوت بر آمیخته است
💡 ماه نو دیدی و در روی مه نو شب عید لعل می با قدح سیم بر آمیختهاند
💡 زلفین تو قیریست بر انگیخته از عاج رخسار تو شیریست بر آمیخته بامل
💡 ای برآمیخته هر روز یکی رنگ دگر این چه رنگ است که امروز بر آمیختهای
💡 می عیدی نگر و جام صبوحی که مگر شفق آورده و با صبح بر آمیختهاند