لعاب شمس

لغت نامه دهخدا

لعاب شمس. [ ل ُ ب ِ ش َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) ریق الشیاطین. چیزی که چون تار عنکبوت در صحراها گرمگاهان در هوا دیده شود. آنچه گرمگاه بینند از خورشید چون تار عنکبوت. ( منتهی الارب ). خیط باطل. مخاط شمس. مخاط شیطان. آنچه گرمگاه بینند از او چون فرت و تار عنکبوت. سهام. || کنایه از سراب و آن زمین خشکی باشد که از دور مثل آب نماید. ( آنندراج ).

فرهنگ فارسی

ریق الشیاطین. چیزی که چون تار عنکبوت در صحراها گرمگاهان در هوا دیده شود

جمله سازی با لعاب شمس

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کسی چگونه کند باور این که آب زلال شود به خاصیت آخر لعاب قاتل حی

💡 اگر چه مه لعاب طلق می ریخت ز جان رامِ بیدل آتش انگیخت

💡 نام شیرین لب خویش ار بزبان آری تو در دهان شکرین تو شود شهد لعاب

💡 چشمه ی خضرش زبان و کرم ایوبش بدن اشک یعقوبش لعاب و لحن داودش صریر

💡 جوهر خود را عطارد خواندم و دیدم که خصم زهر خندش بر لب از بار حسد ریزد لعاب

💡 چو عنکبوت زدود لعاب اندیشه دگر مباف که پوسیده پود و تار بود

فاب یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز