بد هوا

لغت نامه دهخدا

بدهوا. [ ب َ هََ ] ( ص مرکب ) که بخیالات بلندتر از حد و حق خویش افتاده باشد. ( یادداشت مؤلف ).
- بدهوا شدن ( طفل یا زیردستی چون نوکر و خادمه وغیره )؛ بد آموخته شدن. بتحریک و فریب در بدخواهی از حد خود بیرون شدن خواستن. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

که بخیات بلندتر از حد و حق خویش افتاده باشد.

جمله سازی با بد هوا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 من بی تو نیستم، من و خود را نیابم ایچ گر بر زمین بدارم، اگر بر هوا برم

💡 هرآنکه هست هواخواه شاه جائی باد که بازمانده بود چشمش از هوا دیدن

💡 رنکین دارای آب و هوای نیمه خشک با تابستانهای گرم و زمستانهای سرد است.

💡 زآه و اشکم سر کشید آن سرو و چندان دور نیست سر کشیدن سرو را ز آب و هوای معتدل

💡 و اطراف اين دعا آيه الكرسى را بنويس و سه روز در هوا بياويز، و پس از سه روز آنرا برداشته در جايگاه شخص فرارى بگذار، كه انشاء الله باز گردد.

💡 ویسکی را مستقیماً از بشکه به درون شیشه هدایت می‌کنند تا طعم دیگری به خود نگیرد و کمتر آن را در مجاورت اکسیژن هوا قرار می‌دهند و در شیشه را تشتک زده یا پیچ می‌کنند.

کص یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز