لغت نامه دهخدا
بدرایحه. [ ب َ ی ِ ح َ / ح ِ ] ( ص مرکب ) گنده و منتن و بدبو. ( ناظم الاطباء ).
بدرایحه. [ ب َ ی ِ ح َ / ح ِ ] ( ص مرکب ) گنده و منتن و بدبو. ( ناظم الاطباء ).
گنده و منتن و بدبو.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 رایحه عنبرست بویِ بناگوشِ دوست خاصیتِ کوثرست در لبِ چون نوشِ دوست
💡 زعفران در غذاهای اروپایی، آفریقای شمالی و آسیایی به کار میرود. متخصصان رایحه آن را شبیه عسل به همراه طعم چوبی، یونجه مانند و خاکی توصیف میکنند؛ براساس ارزیابی دیگر، زعفران طعم یونجه را میدهد، اما فقط کمی تلختر است.
💡 این یک مایع بی رنگ است، اگرچه نمونه های قدیمی اغلب زرد به نظر می رسند. بوی آن به طرز چشمگیری شبیه به رایحه ماهیان پوسیده است.
💡 زآن میان خاصه نعت تو بود نکهت فیض ندهد رایحه لاله و گل فوم و بصل
💡 تا ز نسیم رحتمش رایحهای به ما رسد بر سر راه آرزو منتظریم تا رسد
💡 این میوه بیشتر به صورت تازه مصرف میشود ولی گاه آن را خشک میکنند. برخی از گونههای خربزه برای تولید روغن و همچنین به خاطره رایحه و عطر مطلوب پرورش داده میشوند. لیکور ژاپنی با طعم خربزه تخمقند ساخته میشود.