بیخه احشام

لغت نامه دهخدا

بیخه احشام. [ خ َ اَ ] ( اِخ ) ناحیه ای است در فارس. بیخه صحرای درازی را گویند که در میانه دو کوه افتاده باشد و این ناحیه در جانب مغربی شهر لار است درازای آن از قریه ٔبیرم تا ملائی شش فرسخ و پهنای آن از فرسخ و نیم بگذرد. قصبه آن بیرم است. ( از فارسنامه ناصری ص 288 ).

فرهنگ فارسی

ناحیه ایست در فارس ٠

جمله سازی با بیخه احشام

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شغل اصلی مردم روستا، دامداری یعنی پرورش سنتی گوسفند، بز و گاو است. تعداد ۴۰ خانواده در حال حاضر دارای پروانه چرای دام در مراتع سرده بوده که حدود ۳۰۰۰ رأس گوسفند و بز و بیش از ۵۰۰ رأس گاو و احشام بارکش پرورش می‌دهند. تولیدات پروتئینی، لبنی، پشم از جمله نتایج فعالیت آنان است. البته گندمکاری، باغبانی، گل گاوزبان، فندوق و گردو نیز به عنوان پیشه دوم مردمان سرده رواج داشته و دارد.

💡 سرزمین حالیهٔ سلطانیه را مغول قنغورالانگ می‌گفتند و چمن آن مرتع احشام ایشان بود و غالباً ایلخانان و سرداران مغول در عبور از عراق به آذربایجان یا بالعکس در آن سرزمین رحل اقامت می‌انداختند.

محتمل یعنی چه؟
محتمل یعنی چه؟
عزیز یعنی چه؟
عزیز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز