ربا خواره

لغت نامه دهخدا

رباخواره. [ رِ خوا / خا رَ / رِ ] ( نف مرکب ) رباخوار. که پول ربا بخورد. که سود مرابحه بخورد. خورنده پول ربا. ج، رباخوارگان:
جز ندامت بقیامت نبرد رهبر تو
تات میخواره رفیقست و رباخواره ندیم.ناصرخسرو.حرص رباخواره ز محرومی است
تاج رضا بر سر محکومی است.نظامی.گزیت رباخوارگان چون دهم
بخود بر چنین خواریی چون نهم ؟نظامی.و رجوع به ربا و رباخوار و رباخواری شود.

فرهنگ فارسی

ربا خوار. که پول ربا بخورد. که سود مرابحه بخورد.

جمله سازی با ربا خواره

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بازماند دهن طفل لبن خواره ز شوق هرگه آیند لبان تو به شکر خائی

💡 خواره خارا اسیرانرا ببالین متکاست جامه خونین شهیدانرا بپهلو بسترست

💡 از هیبت تو این دل غم خواره بسوخت دل خود که بود که جان بیچاره بسوخت

💡 حرام خواره وغمّاز را نداری دوست مکارم توازآن ترک جام وساغرکرد

💡 تا جام باده بر لب ساقی گذر نکرد مِی خواره را ز راز نهان با خبر نکرد

💡 تنت قارون شده است و جانت مفلس یکی شاد و دگر تیمار خواره

مهدا یعنی چه؟
مهدا یعنی چه؟
ملکا یعنی چه؟
ملکا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز