لغت نامه دهخدا
بخورسوز. [ ب َ / ب ُ ] ( اِ مرکب ) چیزی که در آن بخور سوزانند. مدخنه.
بخورسوز. [ ب َ / ب ُ ] ( اِ مرکب ) چیزی که در آن بخور سوزانند. مدخنه.
چیزی که در آن بخور سوزانند مدخنه.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 (مقالات عطار) دیبائی ثمین بمثال در زیر دامن آن بخور وعطر سوز وحال.