لغت نامه دهخدا
بخارپخت. [ ب ُ پ ُ ] ( ن مف مرکب ) بخارپخته. پخته شده با بخار. که با بخار پخته شود. غذا که با بخار پزند نه به آتش یا آب گرم. ( یادداشت مؤلف ). || دم پخت. ( یادداشت مؤلف ).
بخارپخت. [ ب ُ پ ُ ] ( ن مف مرکب ) بخارپخته. پخته شده با بخار. که با بخار پخته شود. غذا که با بخار پزند نه به آتش یا آب گرم. ( یادداشت مؤلف ). || دم پخت. ( یادداشت مؤلف ).
بخار پخته پخته شده با بخار.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کوسکوس بهصورت سنتی همراه با گوشت یا خورش سبزیجات سرو میشود. کوسکوسی که بهصورت آماده طبخ در فروشگاهها یافت میشود، قبلاً بخار پز شده و خشک شدهاست. معمولاً دستور پخت آن در این حالت به این صورت است: به ازای هر پیمانه کوسکوس، یک و نیم پیمانه آب جوش به آن اضافه کنید و به مدت ۵ دقیقه در ظرف را محکم بپوشانید. کوسکوس باد میکند و در مدت کمی قابل خوردن میشود.