لغت نامه دهخدا
بج حوران. [ ب َج ْ ج ُ ح َ ] ( اِخ ) از نواحی دمشق و ابوعبداﷲ یحیی از بج حوران بوده است. قریه ای نزدیک باب دمشق و از توابع بانیاس. ( از معجم البلدان ).
بج حوران. [ ب َج ْ ج ُ ح َ ] ( اِخ ) از نواحی دمشق و ابوعبداﷲ یحیی از بج حوران بوده است. قریه ای نزدیک باب دمشق و از توابع بانیاس. ( از معجم البلدان ).
از نواحی دمشق و ابو عبدالله یحیی از بج حوران بوده است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 141- حوران منطقه اى وسيع از استان دمشق، كه قراء و قصبات و مزارع فراوانىدارد. معجم البلدان، ج 2، ص 358.
💡 حالیا غلمان و حوران حاضرند بر امیدِ نسیه تا چند انتظار
💡 فصل با حورا، آهنگ به شام / وصل با حوران خوشتر به خجند
💡 اشعريون گفتند: ملك هاى حوران ثنيه را به ما و وارثين ما واگذار كن.
💡 در خانه مزن رود و مدم ساز وسرودی در راه زن آن راه که حوران سرایی
💡 دوش آمد و گفت: «آمدهام حور سرشت تاختم کنم ملکت حوران بهشت»