لغت نامه دهخدا
بام نشین. [ ن ِ ] ( نف مرکب ) که مقیم بام باشد. که بر بام منزل سازد. ملازم بام. || فرهنگ ناظم الاطباء به این کلمه معنی مخروبه وخرابه و ویران شده داده است، اما استوار نمینماید.
بام نشین. [ ن ِ ] ( نف مرکب ) که مقیم بام باشد. که بر بام منزل سازد. ملازم بام. || فرهنگ ناظم الاطباء به این کلمه معنی مخروبه وخرابه و ویران شده داده است، اما استوار نمینماید.
که مقیم بام باشد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تاریخ جغتای نشان میدهد که این شهر بیش از ۱۵۰ سال سابقه مرکزیت و حاکم نشینی داشته و به عنوان مرکز حکومت ولایت ثلاث (جغتای، بام و صفیآباد و میان آباد) نقش عمدهای از نظر سیاسی واجتماعی در منطقه داشته همچنین نمایندهای مستقل از شهرستان سبزوار در مجلس شورای ملی آن زمان داشته است.