باش این شوش ناک
لغت نامه دهخدا
باش این شوش ناک. [ ] ( اِخ ) یکی از پادشاهان عیلام که کتیبه هائی نویسانده است. رجوع به ایران باستان پیرنیا ج 1 ص 36 و کلمه باشوشیناک شود.
فرهنگ فارسی
یکی از پادشاهان
جمله سازی با باش این شوش ناک
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 چه دنیا چه عقبا خیالست بیدل تو باش این و آن گر نباشد نباشد
💡 عسس کی شود، دزد تیرهروان تو خود باش این گنج را پاسبان
💡 شکسته باش و خاکی باش این جا که میجوید کرم هر جا فقیریست
💡 جرس بانگ میزد که باش این زمان که خاموش گردد سبک پاسبان
💡 عرفی دل و دین باختهای دلخوش او باش اینها ثمر کاشتن دانهٔ عشق است
💡 ما خار این گلیم برادر گواه باش این جنس خار بودن فخرست عار نیست